براى شناخت ريشه هاى چنين تعلقى که فرانسه را در نزد ايرانيان از بسيارى ديگر از نقاط جهان متمايز مى کند و علقه اى در دل دهها هزار مهاجر ايرانى مقيم اين کشور پديد آورده است ، نگاهى به تاريخ روابط دو کشور و پيشينه نخستين مبادلات فرهنگى بين ايران و فرانسه که نقش مهمى در شکلگيرى انديشه مهاجرت به اين کشور در ميان شهروندان ايرانى داشته است ، ضرورى به نظرمى رسد. روابط و مراودات امپراتورى هاى بزرگ ايرانى با ممالک اروپايى از دوران باستان از طريق امپراتورى روم که بر اروپا از جمله سرزمين امروزى فرانسه سيطره داشتند صورت مى گرفت . با اين همه با شکل گيرى نظام مستقل سياسى فرانسه در قرن پنجم ميلادى، روابط حکمرانان ايران با اين کشور از جنبه هاى مختلف قابل بررسى و مطالعه است . شايد بتوان نخستين صفحات مربوط به آغاز روابط دو جانبه را در اعزام نمايندگان ارغون شاه حکمران وقت سرزمين هاى ايرانى به دربار فيليپ نوبل پادشاه فرانسه در سال ۱۲۹۱ ميلادى، جست وجو کرد. "امااميل لوسوئور" استاد فرانسوى دانشکده حقوق دانشگاه تهران درسالهاى ۱۹۱۷ تا۱۹۲۱ ميلادى در يادداشت هاى خود درباره ايران که در پاريس به چاپ رسيده است ، نخستين آشنايى عملى ايرانيان و فرانسويان را مربوط به قرن پانزدهم ميلادى مى داند و مى نويسد : در اين زمان سرزمين ايران تحت فرمانروايى تيمور که امپراتورى آن از کريمه تا هندوستان گسترده است قرار داشت . تيمور بزرگ که درس هاى حکيمانه اى از شاهنامه فردوسى آموخته است از شارل ششم پادشاه فرانسه درخواست مىکند شمارى از بازرگانان خود را به خدمتش گسيل دارد. شارل ششم نيز سفيران فرمانرواى ايران را مطمئن مى سازد که هرگاه بازرگانان و دولتمردان ايرانى به فرانسه سفر کنند با افتخار مورد پذيرايىو احترام قرار خواهند گرفت .

در قرن هاى ۱۷ و۱۶ ميلادى که مقارن با زمامدارى صفويان درايران است تلاش هاى بيشترى براى توسعه روابط ايران و فرانسه به عمل آمد. "ير ژوست " فرستاده ويژه هانرى چهارم در سال۱۶۱۰ ميلادى به دربار شاه عباس بزرگ در اصفهان رسيد و در بازگشت گزارش کاملى از پيشرفت و آبادانى دولت وقت ايران را به پاريس تسليم کرد. کشيش "دهى دوکورمنن " در سال۱۶۳۶ و رومانس در سال۱۶۴۲ نمايندگان لويى سيزدهم بودند که به دربار شاه صفوى رسيدند. در سال۱۶۶۴ کلبر وزير وقت دارايى وقت فرانسه که انديشه گسترش بازرگانى با مشرق زمين را در سر داشت ، يکى از مديران بازرگانى وقت کشور را به نام "گستون " را براى مذاکرات تجارى به دربار شاه عباس دوم در اصفهان گسيل داشت که به گرمى از سوى فرمانرواى ايران مورد استقبال قرار گرفت . هفت سال بعد نخستين قرار داد بازرگانى و گمرکى بين دو کشور در زمان شاه سليمان صفوى بين ايران و فرانسه به امضا رسيد. دولت ايران براى حسن اجراى اين قرارداد دو نماينده از شهروندان ارمنى ايران به نام هاى آنتوان و "ازاريا" را براى نظر بازرگانان فرانسوى به آن کشور اعزام کرد. "بيدل دو کنسيويل" بازرگان فرانسوى مقيم ايران در سال۱۷۰۱ از طرف شاه سلطان حسين نامه اى نزد لويى چهاردهم برد که در نتيجه آن پادشاه فرانسه در ژوييه همان سال سفيرى به دربار ايران روانه کرد. دولت فرانسه در سال ۱۷۰۶ "لويى ميشل" را به عنوان نماينده ويژه به ايران فرستاد که منجر به انعقاد قرار داد تکميلى بازرگانى بين دو کشور شد. "محمد رضا بيک " سفيرشاه سلطان حسين در ديدار با لويى چهاردهم در ورساى به نمايندگى از ايران قرار داد تکميلى بازرگانى ايران وفرانسه را به امضا رساند. در اجراى اين قرارداد دولت ايران با گشايش کنسولگرى فرانسه در شيراز موافقت مى کند که اين نمايندگى در سال۱۷۱۵ فعاليت خود را آغاز کند.

در دوران فرمانروايى دو سلسله افشاريه و زنديه به مدت نيم قرن روابط دو جانبه دچار رکود مى شود تا اينکه در سال۱۷۸۳ "کنت دو فرير" از سوى لويى شانزدهم به ايران آمد و براى جلب نظر زمامداران اين کشور در شرکت نکردن در اتحاد سياسى با روسيه کوشيد. با اين همه وقوع انقلاب فرانسه در سال۱۷۸۹ عملا به قطع سياسى روابط دوجانبه منجر شد. دوران پر فراز ونشيب ديگرى از روابط دو کشور را مى توان از زمان روى کار آمدن ناپلئون بناپارت در فرانسه شاهد بود. وى نخستين پيام رسمى خود را به آقا محمد خان قاجار براى اتحاد با ايران در سال ۱۷۹۸ ميلادى ارسال کرد. ناپلئون از اقتدار شاه قاجار و موفقيت هاى وى در عرصه نظامى در ايران و منطقه با احترام ياد مى کند. در سال۱۸۰۱ و پس از کشته شدن شاه قاجار، ناپلئون پيام ديگرى را براى فتحعلى شاه زمامدار جديد ايران مى فرستد.  رهبر نامى فرانسه در سال۱۸۰۵ ميلادى آجودان مخصوص نظامى خود ژنرال "روميو" را روانه دربار ايران کرد و با ارسال پيام ديگرى به فتحعلى شاه خواستار اتحاد ايران و فرانسه عليه روس و انگليس شد.

"روابط ايران و فرانسه " با انعقاد معاهده "فين کن اشتاين " در چهارم ماه مه ۱۸۰۷ ميلادى تحول بى مانندى را شاهد بود و در نتيجه آن فرانسه به طور رسمى متعهد به تقويت توان نظامى ايران و اتحاد با دولت اين کشور براى مقابله با ديگر قدرت هاى خارجى شد.   محمد رضا خان "بيگلر بيگى" قزوين به نمايندگى از دولت ايران اين معاهده را در فرانسه به امضا رساند. در نتيجه انعقاد اين قرارداد ژنرال گاردان در۲۴ دسامبر سال۱۸۰۷ ميلادى در راس يک هيات ويژه نظامى به ايران اعزام شد و در ژانويه سال۱۸۰۸ ميلادى نيز سرتيپ عسکرخان افشار به عنوان سفير ايران در امپراطورى فرانسه معرفى گرديد. معاهده بازرگانى ايران و فرانسه که اندکى بعد بين ميرزا شفيع مازندرانىو ژنرال گاردان به نمايندگى از دو کشور به امضا رسيد اين روابط را به اوج خود رساند. با اين حال امضا معاهده "تيسليت " بين فرانسه و روسيه در سال ۱۸۰۹ ميلادى سرنوشت روابط ايران و فرانسه را به زير سئوال برد و در نهايت اين روابط در همين سال با خروج سفيران دو کشور قطع شد. پس از قريب به ۵۰ سال روابط نامنظم سياسى، سرانجام در زمان زمامدارى ناپلئون سوم در فرانسه دوران جديدى از روابط ايران و فرانسه پايه گذارى مى شود. در ژوييه سال۱۸۵۵ ميلادى هياتى به سرپرستى"بوده " فرستاده ويژه دربار فرانسه وارد تهران شد و مورد استقبال رسمى قرار گرفت . اين هيات موفق به انعقاد قراردادى بازرگانى با دولت ايران شد و به دنبال آن "کنت دوگوبيتو"به عنوان کاردار و سپس سفير فرانسه در دربار ايران خدمت خود را آغاز کرد.ناصرالدين شاه قاجار نيز متقابلا "امين الملک غفارى" را به عنوان فرستاده خويش به دربار ناپلئون سوم گسيل داشت که وى در ژانويه سال۱۸۵۷ سفارت ايران در فرانسه را تاسيس نمود.

از زمان آغاز جمهورى سوم فرانسه در سال۱۸۷۰ ميلادى روابط دوستانه دو کشور ادامه يافت و ناصرالدين شاه قاجار سه بار به اين کشور مسافرت کرد. در زمان صدارت اميرکبير در ايران نيز نخستين مرکز آموزش عالى کشور به نام دارالفنون با حضور اساتيد و مدرسان فرانسوى گشايش يافت . مظفرالدين شاه قاجار ديگر پادشاه ايران بود که در دوران سلطنت خود به فرانسه سفر کرد. دراين سفر شاه قاجار از سوى يک جوان "آنارشيست " فرانسوى در خيابان مالاکوف پاريس با اسلحه هدف سوقصد قرار گرفت ، با اين حال وى به گونه اى معجزه آسا از اين واقعه جان سالم بدر برد. درسال۱۹۲۹ عهدنامه مودت ايران و فرانسه به امضا رسيد و به دنبال آن نخستين قرار داد فرهنگى بين دو کشور منعقد شد. روابط سياسى دو کشور در سال۱۹۳۶ ميلادى به دليل توهين يکى از نشريات فرانسوى به رضا شاه پهلوى از سوى دولت ايران قطع شد. به دنبال اين رويداد مجلس ملى فرانسه در۲۸ ژانويه ۱۹۳۷ ميلادى قانونى را به تصويب مىرساند که به موجب آن جرايد اين کشور از توهين به رهبران ديگر کشورهاى جهان منع شدند. اين تحول به از سرگيرى مجدد روابط سياسى دو کشور مى انجامد و انوشيروان سپهبدى در سال۱۹۳۷ ميلادى به عنوان وزير مختار ايران در پاريس مشغول خدمت مى شود. دولت ايران در سال۱۹۳۹ ميلادى با دولت "ويشى" فرانسه روابط سياسى برقرار مى کند که به دنبال اشغال ايران از سوى نيروهاى متفقين اين روابط در سال۱۹۴۲ قطع مىشود و در عوض همزمان با تشکيل دولت فرانسه آزاد در الجزاير از سوى ژنرال دوگل دولت ايران از جمله نخستين دولت هايى بود که اين حکومت را به رسميت شناخت و اقدام به برقرارى روابط سياسى با آن نمود.سفرهاى متعدد سران دو کشور به تهران و پاريس از جمله ديدارهاى ژنرال دوگل و "ژرژ پمپيدو" و "والرى ژيسکاردستن " از ايران به تحکيم قابل توجه روابط سياسى ايران و فرانسه منجر شد. شاه وقت ايران در سفر به فرانسه در سال۱۹۷۴ ميلادى اقدام به انعقاد قراردادهاى بزرگ همکارى هاى اقتصادى، فرهنگى و همکارى هاى هسته اى کرد، ژاک شيراک نخست وزير وقت فرانسه قراردادهاى ياد شده به ارزش ميلياردها فرانک را قراردادهاى قرن ناميد. اقامت تاريخى امام خمينى(ره ) در نوفل لوشاتو فرانسه در سال ۱۹۷۸ ميلادى، و پيروزى انقلاب اسلامى ايران گشايش فصل جديدى از روابط دو کشور را رقم زد که با استقبال افکار عمومى مردم ايران از ميهمان نوازى فرانسويان در دوران اقامت سه ماهه رهبر انقلاب در آن کشور همراه بود.
با شروع جنگ تحميلى عراق عليه جمهورى اسلامى ايران و حمايت پاريس از رژيم صدام روابط دو کشور رو به سردى نهاد و در نهايت در سال ۱۹۸۶ ميلادى قطع شد. يک سال بعد اين روابط با مساعى دولتمردان دو کشور از جمله ژاک شيراک نخست وزير وقت فرانسه اين روابط از سرگرفته شد و با حل وفصل مسايلى چون بازپرداخت وام يک ميليارد دلارى ايران به شرکت فرانسوى اوروديف " و سفر "رولان دوما" وزير امور خارجه فرانسه به ايران به ثباتى نسبى رسيد. سفر سيد محمد خاتمى رييس جمهورى اسلامى ايران به فرانسه در سال۲۰۰۰ ميلادى نقطه عطف ديگرى در روابط دو جانبه تهران و پاريس بوده است . ژاک شيراک رييس جمهورى فرانسه پس از برگزيده شدن محمد خاتمى به رياست جمهورى ايران در خرداد ماه سال۱۳۷۶ با ارسال پيامى به وى خاطر نشان
کرده بود دولت و ملت فرانسه مقدم ايشان را هر هنگامى که اراده نمايند به خاک اين کشور گرامى خواهند داشت .

براى اولين بار انديشه اعزام محصل و دانشجويان ايرانى به اروپا دراوايل قرن نوزدهم ميلادى و همزمان با ورود مربيان و مستشاران اروپايى به ايران به ذهن زمامداران کشور رسيد. شاهزاده عباس ميرزا و وزير دلسوزش قايم مقام اول پس از ورود هيات نظامى فرانسه به ايران به سرپرستى ژنرال گاردان به اين فکر افتادند که از وجود اين هيات درايران نهايت بهره بردارى را به عمل آورند و روابط کشور خود رابا مغرب زمين در تمامى زمينه ها گسترش دهند. از اين رو عباس ميرزا نايب السلطنه در مذاکرات خود با ژنرال گاردان موفق به جلب نظر مساعد وى براى آموزش جوانان ايرانى در فرانسه گشت . گاردان که بااختيارات تام از سوى ناپلئون به ايران سفر کرده بود در چارچوب همکارىهاى دو جانبه تهران و پاريس اعلام کرد : دولت متبوع وى علاوه بر اعطاى کمک هاى نطامى به ايران ، همه ساله شمارى از جوانان ايرانى را براى تحصيل در مراکز آموزش عالى و فنى و حرفه اى اين کشور مىپذيرد. اگر چه به دليل ناتمام ماندن ماموريت گاردان در ايران اين وعده فرانسويان عملى نشد، اما عباس ميرزا از نمايندگان سياسى انگليس که پس از قطع روابط ايران و فرانسه به ايران آمده بودند قول پذيرش محصلان ايرانى را درآن کشورگرفت . در سال۱۸۱۱ ميلادى دو تن از جوانان ايرانى به فرمان عباس ميرزا به عنوان نخستين دانشجويان ايرانى درخارج از کشور به انگليس رفتند.
دومين گروه از دانشجويان ايرانى نيز در سال۱۸۱۳ ميلادى به سرپرستى ميرزاصالح شيرازى براى تحصيل روانه انگليس شدند. علاوه بر دانشجويان ياد شده درزمان ولايت عهدى عباس ميرزا چهار تن ديگر نيز براى تحصيل و يا کاروزى به روسيه و فرانسه اعزام شدند. دراين ميان حاج عباس شيرازى در سال۱۲۳۵ هجرى قمرى براى فراگرفتن فن گل سازى (ساخت گلهاى مصنوعى از پارچه و کاغذ) به فرانسه اعزام شد. از اين روى وى را مىتوان نخستين دانشجو و کارآموز اعزامى از ايران به فرانسه دانست . اعزام حاج عباس شيرازى به پاريس حکايت جالبى دارد که مرحوم دکتر جواد شيخ الاسلامى مورخ معاصر در خصوص آن چنين مى انگارد : در زمانى که محمد شاه قاجار هنوز جوان بود و پيش پدرش عباس ميرزا در تبريز زندگى مى کرد يکى از تجار فرنگى مقدارى گل مصنوعى به ايران آورد و چند دسته از همان گلها از تهران به تبريز رسيد. زنان اندرون محمد ميرزا عاشق و فريفته آنها شده و خواستار تزيين اتاق هاى خود با گلهاى مصنوعى خارجى شدند. ازآنجا که تهيه آن مقدار گل مصنوعى در تبريز امکان نداشت و کسى هم يافت نمى شد که بتواند نظيرشان را بسازد، محمد ميرزا يکى از نقاشان خود (حاج عباس شيرازى) را روانه فرنگستان کرد تاصنعت گلسازى را فراگيرد و با اين هنر به ايران بازگردد. حاج عباس به پاريس رفت و نهايت توان خود را براى آموزش اين هنر نزد بانوانى که از متخصصان ساخت آن بودند فراگيرد. با اين حال وى در تحصيل اين امر ناکام ماند و موفق به فراگرفتن ظرايف صنعت گلسازى در فرانسه نشد.

با اين همه وى تدبيرى انديشيد و از محمد ميرزا اجازه خواست يکى از خانم هاى گل ساز فرانسوى را براى آموزش گلسازى به ايرانيان به کشور بياورد. محمد ميرزا با تقاضاى وى موافقت کرد و به حاج عباس براى دعوت از يکى از خانم هاى گل ساز فرانسوى به ايران اختيار تام داد. وى نيز خانمى از اهالى ايالت اورليان فرانسه را که در پاريس کار مى کرد و۳۰ سال سن داشت با حقوق ساليانه ۸۰۰۰ فرانک استخدام کرد و همراه وى روانه تبريز گرديد. حاج عباس در بين راه متوجه شد که اين خانم علاوه بر مهارت در صنعت گل سازى، در رشته هاى ديگرى چون قلاب دوزى و خياطى و آشپزى فرنگى هم خيلى ماهراست . سرانجام اين زن فرانسوى در بين راه به دين مبين اسلام مشرف شد و سپس به به عقد و ازدواج حاج عباس درآمد. خانم فرانسوى نيز از اين که به همسرى فردى متنفذ، خوش بيان ، باهنر و ثروتمند درآمده بود چندان ناراضى نبود. حاج عباس شيرازى ظاهرا نخستين فرد ايرانى است که همسرى فرانسوى اختيار کرده است . ازدواج نخستين شهروند ايرانى با يک زن فرانسوى ظاهرا ابعادى فراتر از مسايل خانوادگى به خود گرفت و تاثيراتى در فضاى سياسى وقت ايران برجاى گذاشت . مادام حاج عباس که زنى بسيار زيرک و باهوش بود پس از رسيدن به ايران دراندک زمانى زبان فارسى را فراگرفت و در دربار محمد ميرزا آرايشگر زنان حرم وليعهد ايران شد. وى همچنين پادشاه آينده را با نقل حکايات و داستان هاى اروپايى و تاريخ مغرب زمين مشغول مى کرد. دامنه نفوذ و اقتدار اين بانوى فرانسوى در دربار ايران به تدريج به جايى رسيد که حتى در مصالح سياسى و کشورى نيز با وى مشورت مى کردند. در اين ميان همسر ارشد محمد ميرزا (ملک جهان خانم معروف به مهد عليا مادر ناصرالدين شاه آينده ) روابط بسيار نزديکى با اين زن فرانسوى برقرار کرد و وى تربيت دو فرزند محبوب خود، ناصرالدين ميرزا و شاهزاده خانم عزت الدوله را به وى واگذار کرده بود. حاج عباس شيرازى۱۰ سال پس از بازگشت به ايران درگذشت و همسر فرانسوى اش که فرزندى از همسر خود نداشت و نزديک به ۴۰ سال سن داشت در همان حرم پادشاهى باقى ماند. به ادعاى مورخان ايرانى وى در تمام فعاليت هاى سياسى مهد عليا که متاسفانه همراه با توطئه هاى فراوان اخلاقى وسياسى همراه بود مشارکت داشت . پس از مرگ فتحعلى شاه و رسيدن نواده وى محمد ميرزا به سلطنت که به افزايش قدرت مهد عليا به عنوان ملکه کشور انجاميد، قدرت و نفوذ مادام حاج عباس نيز در دربار سلطنتى فزونى گرفت . به هنگام مرگ محمد شاه مهد عليا درتهران اقامت داشت . وى به دستيارى و راهنمايى اين نديمه فرانسوى، زمام امور کشور را در دست گرفت و تا هنگام رسيدن ناصرالدين شاه از تبريز به تهران به اداره امور کشور پرداخت . به عبارت ديگر مهد عليا با راهنمايى و مشاورت نديمه فرانسوىخود زمينه را براى رسيدن ناصرالدين شاه به قدرت فراهم کرد. مادام حاج عباس از اين تاريخ ۱۲۶۴( هجرى قمرى) تا اواخر سال۱۲۹۵ که در سنى نزديک به ۹۰ سال فوت کرد در حرم ناصرالدين شاه به اعمال نفود سياسى مشغول بود.

عباس اقبال آشتيانى مورخ بزرگ ايرانى در يکى از مقالاتش نوشت که هيچ بعيد نيست که اين نديمه فرانسوى در توطئه هايى چون کورکردن عباس ميرزا ملک آرا و حتى در ماجراى قتل اميرکبير نيز مشارکت داشته باشد. به نوشته آشتيانى "دسيسه يک زن به تنهايى مى تواند خاندانى را بر باد دهد،وقتى که دو زن مکار و توطئه گر (مهد عليا و مادام حاج عباس ) با هم همدست شوند معلوم است که دامنه فساد و اخلال ايشان به چه حوادث شومى مى تواند منتهى گردد." اعزام دانشجويان و محصلان ايرانى به فرانسه در زمان محمد شاه قاجار بار ديگر مطرح شد. شايد بتوان حضور نديمه فرانسوى در حرم پادشاهى را يکى از علل توجه بيشتر دربار به اين کشور دانست . در اواخر سطلنت محمد شاه ، وى ميرزا محمد خان شيرازى را که به عنوان سفير فوق العاده ايران به پاريس اعزام شده بود مامور مذا کره با مقام هاى عاليرتبه فرانسوى در مورد پذيرش دانشجويان ايرانى در مرا کز آموزش عالى آن کشور کرد. وى در ملاقاتى که با "فرانسوا گيزو" وزير امور خارجه وقت فرانسه در پاريس داشت ، گفت و گوهاى مشروحى درباره اعزا م محصلان ايرانى به آن کشور به عمل آورد. وزير امور خارجه وقت فرانسه در ديدار با سفير ايران در پاريس بر آمادگى دولت متبوع خود براى گسترش همکارى هاى علمى دو جانبه و پذيرش دانشجويان ايرانى در آن کشور تاکيد کرد. اگر چه دولت فرانسه طرح پذيرش منظم ۲۰ محصل ايرانى در آن کشور را با مخارج ساليانه هر دانشجو۱۸۰ تومان به دولت ايران ارايه کرده بود، با اين همه در نهايت پنج دانشجوى ايرانى به فرمان محمد شاه قاجار براى تحصيل در سال۱۲۶۴ قمرى راهى پاريس شدند. در دوران صدارت ميرزاتقى خان اميرکبير که مقارن با نخستين سالهاى سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بود، طرح تاسيس "دارالفنون " در تهران به همت امير به مرحله اجرا درآمد.

در اين مرکز استادان فرانسوى همراه با اساتيدى از ديگر کشورهاى بزرگ اروپايى (به جز روسيه وانگليس ) به تعليم و تربيت دانشجويان ايرانى مشغول شدند. هفت سال پس از تاسيس "دارالفنون " در سال۱۸۵۲ ميلادى، دولت ايران ۴۲ تن از بهترين فارغ التحصيلان اين مرکز را براى گذراندن تحصيلات تکميلى به فرانسه اعزام کرد. اين افراد که پس از بازگشت از فرانسه در مناصب مهم ادارى و علمى کشور مشغول به کار شدند سهم مهمى در گسترش توجه به زبان و فرهنگ فرانسه در ايران داشتند.

در آن دوران ، زبان فرانسه زبان ديپلماسى بين المللى و زبان آکادميک جهانى بود و در ايران نيز به همت اساتيد و دانش پژوهان ايرانى و فرانسوى در نزد فرهيختگان کشور بسيار متداول گشت . به دنبال گسترش روابط فرهنگى دو کشور، فرانسويان در سال ۱۹۰۰ ميلادى اقدام به تاسيس مدارس پسرانه "سن لويى" و دخترانه "ژاندارک " درتهران کردند. اين امر در افزايش توجه محصلان ايرانى به فرانسه و تشويق آنان براى سفر، تحصيل و اقامت در آن کشور تاثيرى غير قابل انکار داشته است . افزايش حضور دانشجويان ايرانى در فرانسه منجر به انعقاد نخستين قرارداد فرهنگى رسمى بين ايران و يک کشور خارجى در سال۱۹۲۹ ميلادى شد. در اين سال وزير مختار ايران در پاريس و وزير فرهنگ فرانسه قراردادى درباره برابرى ارزش مدارک تحصيلى دو کشور به امضا رساندند. رضا شاه پهلوى نيز پيش از آغاز دوران سلطنت و هنگامى که سمت وزارت جنگ را برعهده داشت ، براى تجديد تشکيلات نظام و فراگرفتن فنون نظامى۶۰ تن از افسران ايرانى را به فرانسه اعزام کرد. در زمان سلطنت رضا شاه نيز به موجب قانونى که به تصويب مجلس شوراى ملى ايران رسيد از سال۱۹۲۸ ۱۳۰۷(  شمسى) همه ساله يکصد دانشجوى ايرانى (به مدت شش سال) با هزينه دولت براى ادامه تحصيل به اروپا و به ويژه فرانسه فرستاده شدند. دانشجويان ايرانى از سال۱۳۱۳ به بعد به تدريج به ايران بازگشتند و شمارى از آنان در دانشگاه تازه تاسيس شده تهران به تدريس پرداختند. همچنين در سال۱۳۰۷ نيز شمارى از کارکنان پست و تلگراف براى فراگرفتن فن مخابره تلگراف و بيسيم به پاريس اعزام شدند. در همين دوران شمارى از اساتيد فرانسوى در مدارس عالى کشور( مدرسه عالى علوم سياسى و مدرسه طب تهران ) به تدريس گماشته شدند که از ميان آنان مىتوان به دکتر ژان فونتانا، دکتر لافن ، پروفسور لوبارو، پروفسور مپير مارسل و پروفسور ديرالى اشاره کرد.

به طور کلى پيشينه مراودات علمى و به ويژه اعزام دانشجويان ايرانى به فرانسه را مىتوان يکى از علل توجه ايرانيان به فرانسه دانست . چرا که اين کشور به عنوان يکى از نخستين و مهم ترين مراکز اروپايى بود که ايرانيان براى تربيت نخبگان علمى خود بدان توسل جستند. دانش آموختگانى که پس از تحصيل در فرانسه به ايران بازگشتند به دليل آشنايى با زبان و فرهنگ اين کشور نقش بسزايى در معرفى اين سرزمين در کشورمان داشتند. مراودات علمى و فرهنگى همواره زمينه ساز نزديکى ملت ها و درنورديدن مرزهاى دور جغرافيايى محسوب مىشود. دراين ميان اعزام نخستين دانشجويان ايرانى به فرانسه و همچنين اساتيد فرانسوى مشغول به کار در مراکز آموزش عالى کشورمان از بيش از يک قرن و نيم پيش ، افق هاى جديدى از همکارى هاى فرهنگى بين دو کشور را گشودند که تاثير آن همچنان بر روابط دو کشور احساس مى شود .  بدون ترديد يکى از علل توجه ايرانيان به فرانسه و برگزيدن اين کشور به عنوان ماواى جديد اقامت و تحصيل و اشتغال، از پيشينه روابط علمى وفرهنگى دو جانبه دو کشور نشات گرفته است .

ذکر مختصرتاريخچه اى از روابط سياسى و فرهنگى ايران و فرانسه و عنايت به سرگذشت نخستين ايرانيانى که به اين کشور اعزام و در آن سامان رحل اقامت افکندند، در نمايان ساختن پيشينه علقه ايرانيان به فرانسه تا حدى ضرورى به نظر مى رسد.
با اين همه اين بررسى نظر به معرفى وضعيت کنونى ايرانيان مقيم فرانسه دارد که نسلى از مهاجران جديد به اين کشور محسوب مى شوند. تا پيش از پيروزى انقلاب اسلامى و در اواخر سلطنت محمد رضا پهلوى، فرانسه به عنوان يکى از نزديک ترين متحدان سياسى تهران در عرصه روابط بين المللى محسوب مى شد. شاه سابق و همسرش به زبان فرانسه آشنايى کامل داشتند و بسيارى از رجال سياسى دوران پهلوى دوم از جمله امير عباس هويدا نخست وزير۱۳ ساله شاه ، فرانسه را بسان زبان مادرى خود تکلم مى کردند و از مشتا قان فرهنگ و تمدن اين کشور بودند. در اوايل دهه ۱۹۷۰ ميلادى و همزمان با سرازير شدن درآمدهاى کلان نفتى به کشورمان ، روابط بازرگانى تهران و پاريس به اوج خود رسيد و ژاک شيراک نخست وزير وقت فرانسه در سفر سال۱۹۷۵ خود به ايران قراردادهاى متعددى رادر زمينه همکارى هاى اقتصادى و بازرگانى از جمله توليد دو نيروگاه هسته اى، طراحى و راه اندازى مترو تهران ، خريد هواپيماهاى مسافربرى ايرباس ، طرح توليد و مونتاژ خودروهاى فرانسوى در ايران ، به ارزش سه ميليارد دلار به امضا رساند. در همين زمان به يمن توسعه شديد روابط اقتصادى تهران - پاريس دولت فرانسه مقررات لغوصدور رواديد سفر به اين کشور را براى شهروندان ايرانى به تصويب رساند.

خطوط هوايى ايران "ايران اير" با سه پرواز هفتگى به مقصد پاريس همه هفته حامل صدها تن از جهانگردان ايرانى عازم سفر به فرانسه بود. دولت ايران با گشايش مرا کز متعدد اقتصادى و بازرگانى از جمله نمايندگى هاى بانک هاى سپه ، ملى، بازرگانى و صادرات در بهترين نقاط پايخت فرانسه و همچنين گشايش مرکز بزرگ فرهنگى خانه ايران در خيابان معروف شانزه ليزه پاريس به ارايه خدمات به ايرانيان در فرانسه مى پرداخت . شهروندان ايرانى که به يمن درآمدهاى نفتى بادآورده دهه ۱۹۷۰ ميلادى از جمله جهانگردان ثروتمند در فرانسه محسوب مىشدند در برخى از مرا کز مهم خريد پاريس چون گالرى لافايت ، شاهد نقش بستن عباراتى به زبان فارسى بودند که به آنان خوشامد گفته شده بود. با اين همه در اين دوران ايرانيان به فرانسه بيشتر به عنوان کشورى توريستى و سياحتى و نه مکانى براى مهاجرت نظر داشتند. با وقوع انقلاب اسلامى در ايران و تغيير شرايط سياسى کشورمان ، برخى از رجال وابسته به حکومت سابق و همچنين شمار ديگرى از شهروندان ايرانى به دلايل مختلف سياسى و اقتصادى و فرهنگى از ايران گريختند و موجى از مهاجرت به خارج از کشور را موجب شدند. سردمداران رژيم سابق از بيم اجراى عدالت و شمارى از سرمايه دارانى که وابستگى هاى انکارناپذيرى با دربار و همچنين شرکت هاى خارجى داشتند با به يغما بردن پول و سرمايه کشور به اروپاى غربى و آمريکاى شمالى شتافتند.ارتشبد قره باغى" آخرين رييس ستاد بزرگ ارتشداران ، ارتشبد اويسى فرماندار نظامى تهران و حومه در سال ۱۳۵۷ از معروف ترين فرماندهان نظامى رژيم شاه بودند که فرانسه را به عنوان محل اختفاى خود برگزيدند. همچنين فرار بنى صدر ورجوى به پاريس که پس از حوادث تروريستى تيرماه ۱۳۶۰ از ايران گريختند و نيز حضور شاپور بختيار آخرين نخست وزير شاه در فرانسه نشان از اهميت اين کشور به عنوان مقصد بسيارى از وابستگان رژيم سابق ايران و مخالفان نظام جمهورى اسلامى تلقى مى شد. علاوه بر آن بايد حضور ا شرف پهلوى، خوا هر شاه سابق که نقشى ناميمون در دوران زمامدارى محمد رضا شاه در ايران داشت و همچنين اقامت فرح پهلوى همسر شاه مخلوع را در فرانسه مد نظر داشت .

با وجود بحران سياسى در روابط تهران - پاريس در اواسط دهه ۱۹۸۰ ميلادى که به دليل موضع خصمانه فرانسه نسبت به جمهورى اسلامى ايران در جنگ تحميلى رژيم عراق و حضور مخالفان سياسى نظام در خاک آن کشور موجب شده بود، جامعه مهاجران ايرانى مقيم اين کشور به طور عمده فارغ از کشمکش هاى سياسى، در حال شکلگيرى و گسترش تدريجى بوده است . به عبارت ديگر صرف نظر از حضور شمارى از عوامل معاند و مخالف نظام جمهورى اسلامى در فرانسه ، اکثريت قاطع مهاجران ايرانى مقيم اين کشور، تعلق خود را نسبت به آب و خاک مقدس ايران زمين حفظ کردند. ايرانيان مهاجر به طور عمده براى اشتغال به تحصيل ويا فعاليت در امور بازرگانى و اقتصادى به فرانسه آمده بودند و به ويژه با استفاده از تسهيلاتى چون قوانين لغو رواديد بين دوکشور( که تا ال۱۹۵۸ به قوت خود باقى بود) و يا با تبديل سرمايه هاى خود به ارز ارزان قيمت (فرانک فرانسه در همان سال معادل۱۵ ريال ايرانى مبادله مىشد) در فرانسه رحل اقامت افکندند. چنين شرايط ويژه اى موقعيت جامعه ايرانى مقيم فرانسه را از ساير مهاجران خارجى به گونه اى تحسين برانگيز متمايز مى کند. چراکه ايرانيان نه به عنوان نيروهاى ارزان قيمت کار، بلکه با سرمايه هاى فراوان خود در اوايل دهه ۱۹۸۰ ميلادى قدم به خاک اين کشور نهادند. در پاريس پايتخت فرانسه محل اقامت ايرانيان ( به طور عمده مناطق ۱۵ و ۱۶شهر) از جمله مرفه ترين و گران قيمت ترين مناطق اين شهر به شمار مى رود.

به همين دليل مهاجران ايرانى مقيم فرانسه را مى توان يکى از جوامع موفق خارجى در اين کشور محسوب کرد که با درآمدهاى نسبتا بالا و وضعيت مناسب اجتماعى در اين کشور برخوردارند. بنا بر آمار موجود در کنسولگرى جمهورى اسلامى ايران در پاريس در حال حاضر بيش از۲۰ هزار پرونده مراجعه ايرانيان به نمايندگى رسمى کشورمان در فرانسه براى پيگيرى امور کنسولى وجود دارد.

اين افراد ايرانيانى هستند که ارتباط و تعلق خود را با سرزمين مادرىشان همچنان حفظ کرده اند و در ارتباط مستقيم با نمايندگى رسمى کشورمان براى پيگيرى امور ادارى خود هستند. اگر هر يک از اين افراد نماينده خانواده اى با حدود۴ عضو باشد مى توان شمار ايرانيان مقيم فرانسه را حدود۸۰ هزار تن برآورد کرد. از ديگر ويژگى هاى ايرانيان مقيم فرانسه ، پذيرش سريع آنان در جامعه فرانسه است . به عبارتى ديگر ايرانيان بر خلاف بسيارى ديگر از مهاجران مقيم فرانسه هيچگاه به صورت جمعى و يا در محله هاى مختص مهاجران زندگى نمى کنند. بلکه آنان بسان ديگر شهروندان فرانسوى در جامعه اين کشور "پذيرش " شده اند. توانايى ايرانيان در تطبيق خود با محيط، فقدان لهجه ناموزون چون بسيارى ديگر از مهاجران ، و بدون ترديد وضع نسبتا مناسب مالى آنان ، اين وضعيت خاص را براى مهاجران ايرانى مقيم فرانسه رقم زده است . امروزه در پاريس پايتخت و برخى شهرهاى بزرگ فرانسه برخى مناطق شهرى به اسکان مهاجران عرب، ترک ، هندى و پاکستانى و چينى اختصاص يافته است در حالى که ايرانيان با جمعيت دست کم ۸۰ هزار نفرى خود در جامعه اين کشور حل شده اند.

در شهر پاريس اگر چه بيشتر ايرانيان در مناطق مرفه شهر زندگى مىکنند ، اما محله اى به نام محله اقامت ايرانيان همچون محل اقامت ديگر مهاجران خارجى نمىتوان يافت . ايرانيان را مى توان بيشتر در حرفه هاى پزشکى و رشته هاى مرتبط با آن، امور دانشگاهى و علمى، بازرگانى، اشتغال به تحصيل، امور اقتصادى و حتى رانندگى تاکسى جست وجو کرد با اين همه ، مشاغل پايين و نامناسبى که ديگر مهاجران خارجى بدان تن مىدهند به هيچ وجه در ميان جامعه ايرانيان مقيم فرانسه متداول و رايج نيست . اگرچه آمار دقيقى از ميزان ازدواج شهروندان ايرانى و فرانسوى در دست نيست ، اما با توجه به شمار ايرانيان مقيم اين کشور و ميزان ارتباط آنان با فرانسويان مىتوان از حدود سه هزار زوج مختلط ايرانى و فرانسوى در اين کشور خبر داد. فرزندان چنين پيوندهايى بيشتر به دليل اقامت و پرورش در فرانسه و ايجاد پيوندهاى طبيعى فرهنگى و عاطفى با اين سرزمين خود را شهروندان اين کشور مىدانند و ارتباط کمى با ايران دارند. چنين وضعيتى را حتى مىتوان در خانواده هاى ايرانى که اقامتى طولانى در فرانسه داشته اند مشاهده کرد. ديگر سخن آنکه اکثريت قاطع افرادى که نسل دوم ايرانيان مقيم فرانسه را تشکيل مى دهند، با کمال تاسف پيوندى کمرنگ با سرزمين اجدادى خود دارند و اين امر در نحوه زندگى، فرهنگ و حتى زبانى که به آن تکلم مى کنند کاملا هويدا است . با توجه به آنکه در فرانسه قانون تابعيت بر اساس خاک حاکم است تمامى فرزندانى که از ايرانيان مقيم در اين کشور به دنيا بيايند و تا سن ۱۸ سالگى اقامتى موثر در خاک فرانسه داشته باشند به طور خودکار تابعيت فرانسوى خواهند يافت  .از اين روى مى توان گفت اعطاى تابعيت به نسل دوم مهاجران ايرانى مقيم اين کشور نيز خود عامل ديگرى در جذب هرچه بيش تر آنان در جامعه فرانسه محسوب مى شود.  قوانين اعطاى تابعيت فرانسه همچنين حق شهروندى اين کشور از طريق ازدواج با يکى از اتباع فرانسه را نيز به رسميت مى شناسد. با عنايت به اين امر تمامى ايرانيانى که در فرانسه با يکى ازشهروندان اين کشور ازدواج کرده اند، در صورتى که دو سال از ازدواج آنان گذشته باشد فرانسوى محسوب مى شوند. علاوه بر موارد ياد شده اقامت بلند مدت در فرانسه که معمولا بايد با کسب کارت اقامت ۱۰ ساله همراه باشد وهمچنين تامين برخى شرايط مهاجرت از جمله تسلط و آشنايى کامل با زبان و فرهنگ فرانسه و دارا بودن شغل و موقعيت ممتاز و قابل قبول اجتماعى مىتواند به کسب تابعيت اين کشور منجر شود. با در نظر داشتن موارد ياد شده مىتوان از حدود۴۰ هزار شهروند ايرانى و يا فرزندان و همسران آنان در فرانسه سخن گفت که موفق به کسب تابعيت اين کشور شده اند. بسيارى از اين افراد تابعيت ايرانى خود را نيز حفظ کرده و شهروندانى باتابعيت مضاعف شناخته مىشوند. يکى ديگر از جنبه هاى حضور ايرانيان در فرانسه مشارکت آنان در فعاليت هاى اجتماعى در چارچوب قوانين جمهورى فرانسه است . از جمله مهمترين اين فعاليت ها مى توان به تشکيل انجمن هاى مختلف فرهنگى و اجتماعى از سوى ايرانيان سخن گفت . اين ا نجمن ها بر اساس قانون مصوب سال۱۹۰۱ فرانسه تشکيل شده است که در آن بر حق فعاليت چنين تشکلاتى در عرصه هاى مختلف سياسى، فرهنگ و اجتماعى تاکيد شده است . بنا بر برخى آمارهاى موجود ايرانيان مقيم فرانسه دست کم ۵۰انجمن گوناگون در اين کشور به ثبت رسانده اند. انجمن هاى پزشکان ايرانى مقيم فرانسه ، مهندسان ايرانى مقيم ، ابن سينا، رازى، رودکى، فردوسى و ... از جمله اين نهادهاى اجتماعى محسوب مىشوند. ايرانيان مقيم فرانسه همچون ديگر شهروندان ايرانى درکشورمان و يا ديگر نقاط جهان ، علقه و عاطفه اى انکار ناپذير را نسبت به سرزمين پدرى خود در سينه دارند. چنين پيوندى که با وجود بعد مکان همچنان در دل و جان هموطنان مهاجر ما در جاى جاى جهان ريشه دوانده است سرمايه اى بس ارزشمند براى کشورمان محسوب مى شود.



+ نوشته شده توسط ahmadimanesh در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 10:25 |