فاستمعوا یا رفقه المسلمین و نخبه المومنین فانا لکُم ناصح امین

ابلیس تا اوان جوانی بود مقبول حضرت بود و چون به زمان پیری شد مخذول خدمت گشت . آدم تا در مهد بدایت بود مسجود وی بود و چون به عهد نهایت رسید محسود وی شد..پس ، بر حذر باش از کسی که شیطان او را مدح و ثنا گوید. آنگاه که پیش از ابقا شیخ ، شیطان اورا در نشستی، طلبه ای خوش فکر و طینت می خواند و عکس گواه آن خبث طینت و نیت می شود که نچندان دور از اقامه آن مدح ، خلاف آن از نهان ممدوح برون می فتد .پس هوش بدارید از آنچه که شیطان در مدح کسی بر زبان آرد. همواره کذب آن رو و هویدا می شود.اصولا زبان ، بيان كننده ميزان درون آدمي است، چنانكه اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فرمود:«تُعْرَفُوا فإنَّ الْمرْءَ مخْبوءٌ تحْت لِسانِهِ.»[نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 392؛ فيض الاسلام، حكمت 384.]شخصیّت انسان در زير زبان خود پنهان است. اگر بزرگ را بر خُرد ترجیح بودی نوح از محمد (ص) فاضلتر بودی و لقمان از آدم گزیده تر آمدی پس معلوم است که این باب مسدود است و این اصل مردود؛ و زیوری که فخر را شاید در آدمی علم و فرهنگ است و آن حلیه و زینت که لاف را زیبد خِرد و سنگ است .از این، بر آدمی،آسوده منحت و فرسوده محنت برآید .

کار کن هین که، اتقوا[1] زنده است                    تا چو تو شاهی[2]، تیغ او برنده است

حکم شه، بر خَسان باشد نه مَلَک[3]                    رنج در خاک ست نه در فَلک

سر بجنبانند پیشت بهر خود                           می برد سودای اینان دهر تو      

هست تعلیم خَسان ای چشم اوّل بین[4]               همچو نقش خُرد کردن بر کلوخ  

وقت صحت جمله یارند و حریف                      وقت درد و غم بجز حق کو الیف[5]

پس، مومنین أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ند  ﴿سوره 10 آیه ۶۲یونس ﴾

 و اما بعد ...

          سخن از نفاق را باید از ابتدا پی گرفت . از آنجائی که منتسب از سفلگان نبودم و برای اشتغال در این سازمان به تکاپوی خویش پای نهاده بودم درهمان آغازین پی گیری بنده ازانتقال به ادارات منطقه ای مرا چونان غیر خودی نگاه افکندید.آنگاه هم که برای تأمین اهداف خویش درغیابم ، پی من آمدید در مأموریت ج.آذربایجان بودم که اذن ورودم را به اداره کل آفریقا از جناب آقای مشکی مأخوذ داشتید؛ اما طبق توافق مقرر شد به محض حصول فضای اسکان در یکی از حوزه های کارشناسی اداره کل اروپا و آمریکا بدان اداره کل منتقل و مشغول کارشوم. اما با جابجای جناب عالی از اداره کل آفریقا به اداره کل آسیا و اقیانوسیه بر توافق فی مابین پشت پا زدید وحتی از ورودم به یکی از حوزه های کارشناسی کشور ترکیه به اصرار مرحوم و مغفور شهید انصاری ممانعت به عمل آوردید و برغم پافشاری آن مرحوم ترکیه را بر من خط قرمز پنداشتید. حتی آنگاه که امور اداری حکم اشتغال بنده را در یکی ازحوزه های اداره کل آسیا و اقیانوسیه صادر کرد شما منکر وصول آن گشتید؛ لیک به گاه که تصویر حکم  صادره را به دستم دیدید به پای آن به جناب آقای کبریایی زاده نوشتید در یکی از حوزه های غیر از حوزه های ترکیه و قفقاز مشغول کار شوم که مستندات همه این گفتار محفوظ و مبثوت است. 

 


[1] . تقوای و پرهیزکاری پیشه کننده ، کنایه بر آدم بی ریا است .

[2] . پورمرجان و نظایر آن .

[3] . پاک دستان .

[4] . مغرور و متکبر و ظاهر بین .

[5] . همدم ، دوست