تعریف عرفان و تصوّف
عرفان یا معرفت[1] به معنی شناخت است و در اصطلاح ، معرفت قلبی است که از طریق کشف و شهود حاصل می شود . کسی را که واجد مقام عرفان است ، عارف می گویند و دانشی را که مبتنی بر عرفان است،معرفت می خوانند . تصوّف به معنی پشمینه پوشی است و متصوّف کسی را گویند که پشمینه پوش و پیرو را صوفیان باشد .
از برای تسمیه صوفی به این نام وجوهی چند ذکر کرده اند : برخی عقیده دارند صوفی کسی است که صفای دل داشته باشد و نتیجه اینک « تصوّف » را مشتق از «صفا» می دانند.عدّه ای این کلمه را از « صُفَّه » مشتق دانسته و صوفیان را در اعمال با « اصحاب صفّه» مرتبط می دانند .( اصحاب صُفَّه گروهی از فقرای مسلمان بودند که به امر رسول اکرم (ص) در صُفَّه مسجد النبی سکونت داشتند) گروهی گفته اند که این کلمه مشتق از « صُفّ » است و صوفیان کسانی هستند که در پیشگاه خدا در صف اوّل باشند . جمعی بر آنند که صوفی منسوب به «صوفانه» است و آن گیاه نازک و کوتاهی است که فقرای بیابانگرد آن را می خوره اند.
عدّه ای بر این عقیده اند که صوفی معرّب « سوفی» یونانی است و « تئوسوفیا[2]» ( خدا دوستی یا خدا شناسی) با تصوّف به نحوی پیوند دارند .
کلمه صوفی را مشتق از« صَفو» (برگزیده) دانسته اند و جمعی نیز صوفی را به صوفه (غَوت بن مُر ) نسبت داده اند که خود و فرزندانش (بنی صوفه) در دوره جاهلیّت خدمتگزار کعبه بودند .
این وجه تسمیه ها از نظر زبان عربی ، خلاف قاعده است و این عقیده هم که تسمیه صوفی از اخوان الصفاست ، درست نیست زیرا که کلمه صوفی قبل از اخوان الصفا که در اوایل قرن سوّم (ه.ق) پدید آمده اند وجود داشته است . سرانجام باید گفت که نسبت صوفی به «صوف» یا پشمینه به حقیقت نزدیکتر است گرچه غیر صوفیان هم پشمینه می پوشیده اند و روایتی در همین مضمون به علی (ع) نسبت داده اند که می فرماید: « صوفی کسی است که از روی صفا پشمینه بپوشد و دنیا را پس پُشت بیند و زر و سنگ و سیم و کلوخ نزد او یکسان باشد و گرنه سگ کوفی بهتر از مزار صوفی است[3].
این سخن در بعضی متون از قول ابو علی رودباری نقل شده است . از حضرت رسول (ص) رویت است که بر شما باد جامه پشمین تا حلاوت ایمان دریابید و نیز : هرکه لباس پشمین پوشد نرم دل شود . ایضاء: دل های خود را به لباس پشمین نورانی کنید که دنیا مذّلت و خواری و در آخرت نور و روشنایی است .
تاریخ استعمال کلمه صوفی به روشنی معلوم نیست و آرای محققان در این مورد متفاوت است به زعم بسیاری از موّرخان تصوّف نخستین کسی که صوفی خوانده شده ابو هاشم صوفی است که تا اواسط قرن سوّم حیات داشته وبا «سفیان ثوری»( وفات 161 ه ) معاصر بوده است و «سفیان» گفته است « اگر ابوهاشم را ندیده بودم دقایق ریا را نمی فهمیدم [4]».
ابو نصر سراج افزاید کلمه صوفی پیش از اسلام هم استعمال داشته است . برخی دیگر بر این عقیده اند که کار برد کلمه صوفی به اوایل قرن دوم هجری مربوط می شود. سرّاج از حسن بصری متوفی 110ه نقل می کند که گفته است : «رايت صوفيا في الطواف و اعطيته شيئاً فلم ياخذه» يعني صوفي اي را در طواف ديدم و به او چيزي بخشيدم و او نگرفت. أَدْرَكْتُ سَبْعِينَ بَدْرِيًّا أَكْثَرُ لِبَاسِهِمُ الصُّوفُ ،هفتاد بدری دیدم که جامه هایشان پشمین بود .
عین القضاه می نویسد : پویندگان راه خدا در اعصار گذشته و سده های نخستین به نام صوفی شناخته نشده اند و صوفی لفظی است که در قرن سوم شهرت یافت و نخستین کسی که در بغداد بدین نام نامیده شد.«عبدک صوفی » بود.
[1] . ذاریات سوره 51 آیه : وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿۵۶﴾ ، و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند (۵۶) یعنی لیعرفون : مرا بشناسید .امام جعفر صادق (ع)فرموده است « یا اَیُّهَا النّاسَ، اِنَّ اللهَ - وَ اللهِ - ما خَلَقَ العِبادَ اِلّا لِیَعرِفُوهُ، فَاِذا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ، فَاِذا عَبَدُوهُ استَغنَوا بِعِبادَتِهِ عَن عِبادَةِ مِن سِواهُ.ای مردم! خداوند والانام، بندگان را نیافرید مگر آن که او را بشناسند، پس هر گاه او را شناختند خواهند پرستیدش و هر گاه او را بپرستند با پرستش او از پرستش جز او بی نیاز خواهند گشت.
[3] . الصوفی من لیس الصوف علی الصفا و کانت الدنیا منه علی القضاء و اشتری عنده الذهب و الحجر والفقه والمدُر و الا فالکب الکوفی خیرُمن الحق الصوفی (طریق الحقایق).
[4] . ابو نصر سراج المع ص 422 ، معصوم علی شاه ، طرایق الحقایق ص 103.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 9:6 توسط ahmadimanesh
|