ارزيابي  اجمالي وضعيت فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ازبكستان

پیشینه تاریخی

جمهوري ازبكستان ، كانون اصلي ماوراء النهر تاريخي است.سرزميني كه عصر زرين تمدن اسلامي در آن شكل گرفته است . دوره اي كه دو شهر باستاني آن، سمرقند – صيقل روي زمين و بخارا– قوّت اسلام و دين ملقب گشته بود . دوره اي كه ادب فارسي، تاج سر دولتمردان و زبان عشق و احساس مردمان اين ديار بوده است و تشعشع فرهنگ ايراني و تلأَلوي ايمان مذهبي از ناصيه‌ي اهالي اين سامان آشكار بوده، و هنوز مدارس قديمه‌ي بخارا، علم وروشني مي پراكندند و مردان ادب و عرفان از دل اين شهرها به اقصاي جهان ،بویژه به کشور های پیرامون آن پرتوافشانی مي كنند .

جمهوري ازبكستان به دليل برخورداري از مركزيت جغرافيايي و پيشينه‌ي تاريخي و چهره‌هاي ماندگارعلمي وادبي وتركيب جمعيتي، بيش تر از ديگر جمهوري‌ها بر ج. ا. ايران و كشور هاي همجوار اهميت دارد .

پیشینه فعالیت فرهنگی ج.ا.ایران در ازبکستان

جمهوري اسلامي ايران از اوّلين كشورهايي بود كه استقلال ازبكستان را به رسميت شناخت و نمايندگي سياسي اش را در تاشكند – پايتخت ازبكستان – داير نمود. اين جمهوري به دليل واهمه‌هاي موهوم ، بر خلاف رويه‌ي سياسي ساير جمهوري‌هاي آسياي مركزي و قفقاز كه در كنار توافقنامه‌هاي سياسي وديپلماتيك، به امضاي موافقت نامه‌هاي فرهنگي نيز تن در مي دادند تا باب روابط را گسترده تر وعميق تر نمايند، تاكنون زير بار امضاي توافقنامه فرهنگي با جمهوري اسلامي ايران نرفت و از اين بابت، البته فرصت‌هايي از دست رفت و نا كامي‌هايي در عرصه‌ي روابط فرهنگي صورت گرفت. ديدار عالي ترين مقام دولتي جمهوري اسلامي ايران – رئيس جمهور سابق سيد محمد خاتمي – از تاشكند، اين اميد را دامن زده بود كه دولت ازبكستان ضرورت و رسميت فعاليت‌هاي فرهنگي ايران را خواهدپذيرفت. چنين نشد و نهايتاً نمايندگي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ذيل عنوان بخش فرهنگي سفارت، اقدامات فرهنگي اش را ادامه داد كه با فراز و فرودهايي همراه بوده است. اينكه با غني ترين كشور منطقه از نظر فرهنگي، ارتباطات تعريف شده و قانونمندي (به جهت فقدان موافقت نامه‌ي فرهنگي ) نداريم، بسيار جاي تأسف است. بخشي از عقبه فرهنگ وتمدّن ايران دراين سامان (ماوراء النهّر) صورت وجود يافت و منطقاً تقديرتاريخي اين سرزمين‌هاي متّحد المرام و مشترك المنافع (دروجه فرهنگي كلمه) ارتباط معقول و تنگاتنگ با همديگر است.

   دوره آغازين

در آبان ماه سال 1375 اوّلين نماينده‌ي فرهنگي ايران، حجت الاسلام بهمن اكبري در قالب بخش فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي و با عنوان وابسته‌ي فرهنگي به ازبكستان رفت و فعاليت‌هايش را آغاز نمود. آن زمان، جنگ‌هاي داخلي تاجيكستان ودرگيري‌هاي سيـــاسي درّه‌ي فرغانه و مشكلات اقتصادي و امنيتي دولت نوپاي ازبكستان ايجــاب مي نمود كه به فعاليت‌هاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران به چشم ديگري بنگرند. نوع قالب كارهاي آن دوره هم، كارهايي مذهبي بود كه برانگيزانند ه‌ي حسّاسيت شاخك‌هاي امنيتي دولت ازبكستان بود. اگر چه تدبير نيز چاشني كار بود – باري – ازبكان را خوش نمي آمد كه در پوشش اقدام‌هاي فرهنگي، برنامه‌هاي تبليغاتي مذهبي انجام گيرد و يا با مردم فارسي زبان سمرقند و بخارا پيوندهايي برقرار شود. احتياط ودور انديشي از دو سو، روح حاكم بر فعاليت‌ها بود.

انسداد فضاي سياسي در داخل ازبكستان و الهام گرفتن خيزش‌هاي مذهبي منطقه ازانقلاب اسلامي، موجبي بود كه عموماً دولت‌ ازبکستان را به هراس مي انداخت. كشور ميزبان و به ويژه كشورهاي آسياي مركزي كه دنبال احياي مواريث تاريخي و فرهنگي شان هستند، طبعشان متمايل به طرح پررنگ چهره‌هاي مذهبي يا تاريخي و يا ادبي آنهاست. تاجيكان، بر دوران دولت داري سامانيان و رودكي شاعر تأكيد مي ورزند و ازبكان بر اقتدار امير تيمور و سلسله‌ي تيموريان و امير عليشير نوايي و امام البخاري و بابر و.... قزاق‌ها بر روي ابونصر فارابي و خواجه احمد يسوي و اخيراً آباي قوننبايف و قرقيزها بر قهرمان افسانه اي شان « ماناس » ونويسنده‌ي جهاني شان «چنگيز آيتيماتوف » و بالاخره تركمن‌ها بر شخصيت عارف شهيد، شيخ نجم الدين كبري وشاعر ملّي شان – مخدومقلي فراغي – تكيه مي كنند. اين حق آنهاست و نيز فراست و فرصت شناسي اين جماعت را مي رساند.

     ما در هريك از اين جمهوري‌ها، بايد مطابق شأن تاريخي خودمان ومحورهاي مشترك حركت نماييم. اين كار، نوعي احترام به ملت‌هاست و ضمناً اذهان نمودن به تاريخ داشتن آنها و ريشه دار بودن شان. در اين صورت، آنها نيز متقابلاً به ارزش‌هاي فرهنگي و چهره‌هاي روشن تاريخي مان به ديده‌ي تكريم واحترام مي نگرند و اين مطلوب ماست. خوشبختانه سنّت‌هاي مشترك و ادبيات قريب المضمون ملت‌هاي اين منطقه، كار را تا حدود  زيادي سهل و ساده نموده است. ايده‌ي مقبول «گفتگوي تمدّنها» نيز كه از جانب ايران مطرح گرديد و جهان با سمع قبول آن را پذيرفت، ما را در عرصه‌هاي متفاوت فعاليت‌هاي فرهنگي معاضدت كرد.

دوره‌ي دوّم

     دوره‌ي دوم فعاليت‌هاي نمايندگي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ازبكستان با اعزام آقاي خدايار، كليد خورد. در فاصله‌ي پايان مأموريت ايشان، اعزام رايزن فرهنگي، اين نمايندگي دچار فتـــرتي 6 ماهه شد .

دوره‌ي سوّم

سرانجام دوره‌ي سوّم باعزيمت آقاي ستاري به نمايندگي آغاز  شد . نابختياري ايشان، با كم طاقتي و ضيق صدرسفير قبلي ايران در تاشكند با او بود. كه اعتقاد داشت آمدن مشاراليه بدون هماهنگي با او بوده است ! و بر پايه‌ي اين بهانه‌ي سست، كار را بر نماینده سازمان سخت گرفت. چندانكه جاي شكيبايي باقي نگذاشت. با اين وصف و حال، چراغ نمايندگي روشن ماند و كار عليرغم بي اعتنايي سفير محترم نخوابيد.

 دوره چهارم

 در واپسين روزهاي مأموريت موقّت آقاي ستاري، سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي بر آن شد تا در موقعيت «رايزني فرهنگي» شخصي را با ويژگي‌هاي دانشگاهي و سوابق روشن اجرايي انتخاب نمايد. تا قبل از اين، نمايندگي ما در ازبكستان، فاقد اين جايگاه بود و وزارت امور خارجه‌ي كشورمان نيز بهاي لازم را نمي داد و كارها معمولاً با افت و خيز وتنش و گاه با بلاتكليفي پيش مي رفت وخسران معنوي اش هم اين بود كه فرصت‌هاي استثنايي به راحتي و بر اثر غفلت و كم توجهي از دست مي رفت و از آن طرف آستانه‌ي مطالبات بالاتر مي رفت و بسياري از آرمان‌هاي فرهنگي بر زمين مي ماند. در چنين شرايطي، سازمان متبوع، جناب آقاي دكتر عباسعلي وفايي را كه هم دانشيار دانشگاه علامه‌ي طباطبايي وهم سال‌ها معاون اداري ومالي دانشگاه الزهرا (س ) بود به سمت رايزن فرهنگي منصوب نمود. وي باتوان اجرايي خاص  خود توانست تنش‌هاي موجود را كاهش دهد ومناسبات را با مجموعه‌ي سفارت در داخل از كشور و اركان سازمان در داخل بهبود بخشد و كارها نظم و نسقي بيابد. ايشان نيز باهمان فضاي مسدود و ترس آلود و وهم انگيز داخل ازبكستان مواجه گرديد و در ابتداي كار، اين تشويش واضطراب را داشت كه چگونه و با چه شيوه اي اهداف فرهنگي را پيش ببرد. شايد هم تجربه مسئولان قبل از خود را پيش چشم داشت كه نگذاشت توازن وتعادل در رفتارهاي اجرايي بر هم نخورد. ضمن اينكه ازدياد بودجه‌ي رايزني نيز در ارتقاي اين موقعيت بي تأثير نبود.

  حفظ اين تعادل، روش مناسبي مي خواست كه نامبرده تجربه‌ي آن را داشت. نيـــروهــاي تأثير گذار فرهنگي شناسايي شدند. ظرفيت‌ها و امكانات لازم بررسي گرديد و اولويت‌هاي كار فرهنگي انتخاب شد.

دوره پنجم

 عليرغم سنگلاخ هاي پشت بنهاده نمايندگي و حساسيت هاي ناگشوده شده در اجراي فعاليت هاي فرهنگي بين دو ملت، پايان مأموريت آقاي دكتر وفایی سر رسيد.  وجناب آقاي ممصطفوی ، عازم تاشکند گشت و بنابه فضاي زير خاكستر مانده دوره فترت شش ماهه قبل از عزيمت دكتر وفايي ، عقده های پینه شده دوره اسلاف کادر سفارت دهانه گشودند و با بروز فضای تیره و تار ،كارها نظم و نسقي به خود نگرفت . این فضا تاثیر منفی درزدودن حساسيت هاي مقامات ومسئولين دولتي ازبکستان  نسبت به فعاليت هاي گسترش زبان وادبيات فارسي جمهوري اسلامي ايران در ازبكستان که روز به روز درحال افزايش بود به دنبال داشت ؛ از جمله امور مذکور، ملاقات با مسئولين دانشگاههاومراكزعلمي وآموزشي وفرهنگي،اعزام اساتيد دانشگاهها ودانشجويان به ايران وهمچنين تجهيز اتاق هاي ايران وتامين نيازهاي آموزشي دانشجويان توسط رايزني فرهنگي منوط به ارسال يادداشت رسمي سفارت به وزارت امورخارجه ازبكستان و موافقت آنان شده بود. البته بتدریج تجربه نشان دادکه درصورت ارسال يادداشت هم پاسخي ازسوي وزارت امورخارجه دريافت نمي شود. سرانجام همزمان با پایان ماموریت ایشان کادر سفارت با توسل به واهمه‌هاي موهوم پیشارو دولت ازبکستان كار را بر حضور نماینده سازمان سخت گرفت. چندانكه دیگر جاي شكيبايي باقي نگذاشت.

فعالیتهای انجام پذیرفته(از 15 آذر1392) که هرکدام به نوعی به تشدید اوضاع دامن زد.

  1. درخواست نمایندگي فرهنگی اسبق ج.ا.ايران در تاشكند (مصطفوی )،فردی به غیر از کارشناس میز به جانشینی خویش وفخر،اذعان به آن در نزد کارکنان در اداره وصحه گذاری مسئولین بر عملکرد ناصواب  ایشان .
  2. معرفی بهمن اکبری به جانشینی، جانشین نماینده فرهنگی اسبق در تاشکند واحراز مصوبه شواری اعزام  و عدم تمایل ایشان در عزیمت به ازبکستان
  3. معرفی کارشناس میز به جانشینی، جانشین نماینده فرهنگی اسبق در تاشکند  و احراز مصوبه شواری اعزام، عدم همکاری وزارت امور خارجه در عزیمت اعزامی به ازبکستان
  4. معرفی جناب آقاي مشکی به عنوان رایزن فرهنگی ج.ا.ایران در ازبکستان ، عدم موافقت سفارت ایران در ازبکستان
  5. معرفی جناب آقاي حسینی ونی به عنوان رایزن فرهنگی ج.ا.ایران در ازبکستان ، عدم موافقت وزارت امورخارجه 

وضعيت پيشارو دوره فترت 10 ماهه  

با این اوصاف ، فعاليت رايزني فرهنگي ج.ا.ايران در ازبكستان از 15 آذر 1392 به حالت تعليق در آمده است . علي رغم مذاكرات چندين باره و موافقت جناب آقاي ابراهيم رحيم پور معاون محترم آسيا و اقيانوسيه وزارت امور خارجه  با تجديد فعاليت نمايندگي مذكور، عملا گامي در گشايش آن برداشته نشده است . باعنايت به سابقه ديرينه فرهنگي ازبكستان در آسياي مركزي و تاثير آن بر ديگر جمهوري هاي پيرامون ، عدم حضور فرهنگي ما درآن كشور به منزله از دست دادن مهمترين كشور آسياي مركزي است كه اين امر بي ترديد با منافع ملي ما همخواني ندارد . وانگهي،حضور پر رنگ ارزشهاي ديني در ازبكستان و نيز وضعيت نگران كننده موقعيت زبان فارسي بويژه در شهرهاي سمرقند و بخارا ايجاب مي كند كه هرچه زودتر نسبت به گشايش آبرومندانه رايزني فرهنگي با اعزام چهره اي خوش سابقه و دانا به كار و اديب كه بتواند علقه هاي فرهنگي را مجدداً زنده كند. اقدام كرد . به هرروي،خواهشمند است دستورفرماييد نسبت به گره گشايي ازاين معضل اقدام مقتضي معمول گردد .   

 تدابیرپيشارو

1. تقليل سطح نماينده فرهنگي مشكل روابط فرهنگي ما را با آن كشورحل نمي كند.بلكه درك جديد از حساسيت هاي ازبكستان نسبت به برخي ازفعاليت ها ي فرهنگي كشورمان اقتضاء مي كند كه برخي ازبرنامه ها وسياست گذاري هاي سازمان فرهنگ درتعامل با آن كشوراصلاح شود.بديهي است اعزام فرد آگاه و با تجربه نيز مي تواند دركسب رضايت نسبي كشورپذيرنده موثرواقع شود.

2.ترديدي نيست  معضل به وجود آمده بيشتر داراي منشا داخلي است تاخارجي ومي تواند به نحوي حل وفصل شود.به هرروي ،بي ترديد كاهش سطح نماينده فرهنگي گره گشاي مسائل فرهنگي نخواهد بود.اين درحالي است كه سفارت جمهوري اسلامي ايران درتاشكند خواهان آن است كه فرد اعزامي به صورت كارشناس فرهنگي زيرنظرسفارت انجام وظيفه نمايد.بديهي است كارشناس فرهنگي بدون نظرمساعد سفير نمي تواند كاري از پيش برد ودرحقيقت،سازمان فرهنگ تنها منابع انساني ومادي سفارت مذكور را براي انجام فعاليت فرهنگي تامين مي كندوبس!

3. چنانچه سازمان فرهنگ بعد ازطي مراحل فوق به اين نتيجه برسد كه فرد اعزامي به تاشكند درسطح كارشناس فرهنگي باشد،مناسب تر است حكم داخلي فرد اعزامي ، حداقل وابسته فرهنگي ومسئول نمايندگي باحقوق ومزاياي اين جايگاه باشد تا دربرابر سازمان متبوع پاسخگو باشد.

  مهمترين كاستي‌اين نمايندگي

      الف ) فقدان موافقت نامه‌ي فرهنگي بين دولتين ايران وازبكستان

 اين واقعيت، مي تواند بسيار فرصت سوز باشد.در كار در چنين فضايي، توان مضاعفي مي طلبد. ديگر اينكه وجاهت و قانونمندي كار فرهنگي خارج از كشور را تا حدّي زيرسؤال مي برد و سه ديگر آنكه طرح‌هاي كلان را با ترديد روبرو مي سازد. رفع اين مشكل بزرگ، اين رايزني را ازجهت كميت و كيفيت فعاليت‌ها وارد فصلي پربارتر مي كند.

ب ) عدم استقلال مكاني رايزني فرهنگي در تاشكند

اين معضل وابستگي به سفارت، براي يك نهاد فرهنگي، شايسته نيست. درجمهوري‌هاي قزاقستان و تاجيكستان و تركمنستان، چنين وضعيتي نيست. در آن كشورها (رايزني فرهنگي – نهادي مستقل از سفارت است در عين حال كه در امور مربوطه، زير نظر مقام عالي سفارت ،سفير  كار مي كند. اولي، اين بوده وهست كه د رازبكستان به دليل وجود زمينه‌هاي گسترده‌ي فرهنگي و مواريث مشترك تاريخ واهميت زبان فارسي و كمك به هويت ايراني تاجيكان مقيم، رايزني فرهنگي – ساختماني مجزّا و مجهّز داشته باشد. حداقل در مقايسه با جمهوري تركمنستان، اين تقاضا كاملاً معقولانه است. آموزش زبان وادبيات فارسي، تشكيل كلاس‌ها و كنفرانس‌ها و برقراري جلسات علمي و اداري، فضاي بازتري را طلب مي كند.

ج ) عدم ايجاد پست‌هاي مصوب نمايندگي

  اين كمبود و نارسايي، حقوق رايزن يا كارشناس را تضييع مي كند. اگر چه اين مسئله به مشكل بند (الف ) بر مي گردد، ولي با پيگيري و درايت بيشتر، مي توان به حل اين معضل نائل شد و به‌يكسان سازي حقوق ومزاياي مامورين اعزامي به اين جمهوري با ساير جمهوري‌هاي آسياي مركزي توفيق يافت.

د ) كمبود بودجه‌ي مالي در قياس بارايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران دركشور هاي همجوار مثل  قزاقستان

باتوجه به گستره‌ي كار وفراهم بودن شرايط مناسب، عليرغم موانع پيش گفته – بودجه‌ي اين نمايندگي كم است. حتي در وضعيتي مشابه با ساير جمهوري‌ها از نظر ميدان فعاليت، باز هم منطقاً بايد به اين رايزني توجه بيشتري گردد. غير از تاجيكستان، هيچ جمهوري ديگر به اندازه‌ي ازبكستان با ايران، قرابت وخويشاوندي فرهنگي وتاريخي ندارد.

چنانچه اين موانع چهارگانه مرتفع شود و اقبال و استقبال ازبكان نيز نسبت به فرهنگ ايراني وادب فارسي كاستي نگيرد و درعرصه‌ي روابط سياسي ميان دولتين، تلاطمي رخ ندهد،اعتبار و آبروي اين نهاد فرهنگي، بيش از اين خواهد شد كه اكنون هست. اميد است، دست اندركاران امور فرهنگي و به ويژه اولياي محترم  سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي به ضرورت رفع اين نواقص آزار دهنده پي ببرند و از هيچگونه عنايتي نسبت به رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ازبكستان دريغ نورزند.

مهمترين امتیاز اين نمايندگي

 مهمترين امتیاز اين نمايندگي داشتن ساختماني رسمی مجزّا و مجهّز با وسعت و امکانات و موقعیّت مناسب  است ولی بنابه مفاد ذکر شده در کاستی های نمایندگی ،رایزنی قادر به استفاده مطلوب از داشته های ملکی خویش نشده است . 

    اكنون جهت تبيين اين موقعيت بهره گيري فرصت شناسانه و عالمانه از اين وضعيت، فهرست وار به محورهاي مشترك فرهنگي ميان ايرانيان و ازبكان اشاره مي نمايم :

الف ) پيشينه‌ي پربار زبان فارسي در ماوراء النهر به ويژه سمرقند و بخارا

ب ) حضور پررنگ تصوف (اسلام غيررسمي ) در ازبكستان (خاستگاه فرقه‌ي صوفيه‌ي نقشبنديه )

ج ) رواج فرهنگ اسلامي در ميان توده‌هاي مردم با قرائتي مسالمت آميز و مدارا گرانه

د ) وجود جمعيتي بالغ بر هفت ميليون نفر، تاجيك فارس زبان با دلبستگي‌هاي ايراني

ه‍) رواج آيين‌ها و آداب و رسوم ايراني به ويژه « نوروز » در سرزمين ازبكستان

و ) حضور شيعيان ايراني تبار در شهرهاي سمرقند و بخارا

ح ) علاقه به شعر كلاسيك فارسي كه بخشي از ادبيات مردم ازبك مي باشد

ط ) توجه و افتخار به عالمان وعارفان و شاعران بزرگي كه ازمفاخر مشترك ما وازبكها هستند

ي ) سابقه و پيشينه‌ي مذهبي مشترك ايرانيان و ازبكان در دوره‌ي قبل از اسلام (دين زرتشتي )

ك ) مضامين يكسان هنرهاي مردمي وموسيقي كلاسيك در ميان دوملت

     به هر روي، رايزني فرهنگي ج.ا.ايران در ازبكستان، داراي موقعيتي استثنايي است.اگر مسئولان محترم سازمان و وزارت امور خارجه با در نظر داشتن سوابق، رويكرد ويژه اي به اين نمايندگي داشته باشند. اثرات ميمون ومبارك آن را در آينده اي نزديك نه تنها در اين خطه بلكه در منطقه مشاهده خواهند كرد. « شجاعت درعمل » فرزند « بصيرت در نظر » است، چنانچه فضاي كنوني روابط فرهنگي به روشني درك شود، پيوندي وثيق وعلاقه اي عميق اساس محورهايي مشترك ميان مردمان دو سوي آمو ايجاد مي گردد كه نه از باد و باران گزند مي باد و نه از فراز و فرود و روزگار لطمه مي بيند.ادامه‌ي اين دوستي‌ها، ضامن ثبات و آرامش در منطقه اي ماست. دوستي‌هايي كه ريشه وتاريخ داردو از چشمه سار زلال ايمان به خدا مشروب مي شود. ما همسايه‌هاي هميشگي همديگر هستيم ونيازمند به‌يكديگر. پس به حكم خرد وعقلانيت، نسبت به تعميق اين روابط در سطوحي بهتر و بالاتر همت گماريم و دوستي واحترام متقابل ميان ايرانيان و ازبكان را روحي تازه ببخشيم.   5/7/93