تصوف در شعر یا شعر عارفانه فارسی
یکی از مقید ترین منابع در باره « شعر عارفانه فارسی » یا « تصوف در شعر » جلد پنجم کتاب شعر المجم شبلی نعمانی است.
« اول از همه سلطان ابو سعید ابو الخیر بود که افکار و خیالات تصوف را در شعر بیان نمود ... بعد از وی ، حکیم سنائی این بوستان را آبیاری کرد . او از اول قصیده سرا بود ...چون دلش قابل و مستعد بود لذا جمله ای را که یک نفر مجذوب به او بطور طنز و طعن گفت در او تأثر بخشیده دفعتاً از دنیا بیزاری جسته از تمام علائق دنیا دست کشید و داخل در رشته تصوف گردید و چون قبل از این در شعر و ادب و علم و فضل مقام ارجمندی را حائز بود لذا نه فقط جذبات بلکه تمام مسائل تصوف را هم در رشته نظم کشید (ظاهراً حافظ بلکه سنائی و عطار و مولوی و عراقی همه در غزلیات ، فقط جذبات را برشته نظم کشیده اند . سنائی به موازات تکوین و توسعه عرفان عاشقانه و تجلی آن بصورت شعر عرفانی فارسی در سال 525 وفات یافته و بعد از او اوحدالدین کرمانی در تصوف مصباح الارواح را نوشت و در همین زمان شیخ اوحدی اصفهانی یکی از شعرای مبرز متصوفه بوده است ...بعد از حکیم سنائی خواجه فریدالدین عطار دائره این شاعری را به نهایت درجه بسط و توسعه داد و از برکت او قصیده ، رباعی ، غزل تمام اقسام سخن پر از تصوف گردید ... مثنویات زیادی دارد که معروف تر از همه منطق الطیر می باشد مسئله وحدت وجود در حقیقت نشئه باده تصوف است و این نشئه سراپای وجود خواجه (عطار) را فرا گرفته است ، همانطور که مغربی در میان متوسطین و سحابی در میان متأخرین پیشرو این مذهبند در این دوره هم خواجه عطار بیش از همه پرده از روی راز برداشته است ... بعد از عطار علل و اسباب زیادی برای ترقی شاعری تصوف فراهم شد ... بنیاد تصوف که روی بی اعتباری و ناپایداری دنیا و متاع دنیا قرار گرفته در این رستاخیز ( رستاخیز حمله مغول ) همه آنها در نظر ها مجسم گردید و مردم همه را با چشم خود مشاهده کردند و معلوم است دلهای قابل و مستعد بیشتر متأثر شده و زیادتر متوجه به خدا و عالم آخرت گردیدید ... و در نتیجه از شعرای متصوفه آن قدری که در این زمان پیدا شدند در هیچ زمانی پیدا نشده اند . چنانکه مولانای روم ، سعدی ، اوحدی ، عراقی تمام آنها از نتایج همین عوامل و اسباب می یاشند و یک سبب دیگر برای ترقی شاعری تصوف که عمده است اینکه تصوف از ابتدا شامل مسائل اخلاقی بوده است زیرا که اخلاق علاقه و ارتباط خاصی با تصوف دارد و در این زمان فن اخلاق نهایت درجه وسعت و بسط پیدا کرده بود . احیاء العلوم رموز و اسرار سر بسته این فن را حل نموده در دسترس عموم گذاشته بود . محقق طوسی در اخلاق ناصری اخلاق فلسفی ارسطو را بیان نموده و بر اثر آن در شاعری یک سرمایه مهمی از اخلاق فراهم آمده و تمام آن داخل در قسمت تصوف گردید . در قرن ششم فلسفه بطور عام رواج پیدا نمود ... در میان مشایخ صوفیه مولانای روم و شیخ محی الدین اکبر در فلسفه یدی بسزا داشته اند ... بسیاری از مسائل تصوف طوری است که سر حد آنها مماس با فلسفه می باشد ... غرض در این زمان همانطور که علم کلام پر است از طبیعیات و فلکیات ، تصوف هم با مسائل حکمت و فلسفه آمیخته گردیده و بواسطه همین عوامل و اسبابی که گفتیم اشعار تصوف زیاده وسیع و دقیق و عمیق گردید... در اشعار غزلی عراقی افکار و خیالاتی که دقیق باشد نیست بلکه صرف جذبات عاشقانه است ، و اکثر مسئله وحدت وجود را در تماثیل صاف و روشن بیان می نمایند . بعد از عراقی . محمود شبستری ، امیر خسرو ، حسن در شاعری تصوف مقام شهرت را حائز گردیند ، لیکن در کلام حسن و خسرو زنگ مجاز بقدری غالب است که باید اشعار آنها را اشعار عشق و عاشقی نامید ... بعد از این دوره شعرای متصوفه زیادی پیدا شده که از میان آنها شاه ولی نعمت الله متوفی در سال 898 هجری و مغربی متوفی در سال 809 هجری و جامی متوفی در سال 898 هجری شهرتی بسزا دارند . کلام مغربی سرتاسر وحدت وجود است و چون تخیل و ابداع یا ایجاد و ابتکار در آن کم است لذا طبیعت از آن کسل شده ملامت پیدا می کند .... در میان شعرای متصوفه خواجه حافظ زیاده از همه معروف می باشد ... بعد از جامی ، صفویه بروی کار آمده ... چون سلاطین صفوی شیعه مذهب بودند شاعری تصوف دفعتاً رو به انحطاط نهاد . بعضی شعرا تقلید اً در این رنگ سخن می گفتند . آنها صوفی نبودند ولی عشق داشتند که به اسلوب تصوف سخن رانند . حکیم شفائی در تصوف مثنوی با نهایت جوش و خروش گفته ... لیکن وقتی که این خاطره پدید می آید که او همان شفائی است که مقابل ذوقی تقلیدچی می شود آن وقت معلوم می گردد که در اینجا هم آنچه گفته صرف لفاظی و نقالی است . در شاعری تصوف تخیل و فلسفه تنها کافی نیست بلکه روح اصلی آن جذبات می باشد » شعر المجم ، جلد پنجم : 92-101 ). « در قرت ششم اشعار عشق و عاشقی شروع گردید و چون آب و هوای ایران هم مناسبت خاصی با رندی و عیاشی دارد اذا احتمال می رفت که بزودی در خمیر مایه آن فساد یا عفونتی روی دهد لیکن تصوف کاری کرد که تا چندین قرن در لطافت آن خللی راه نیافت و این از اعجاز تصوف است که الفاظی که برندی و عیاشی اختصاص داشته تماماً ترجمان حقایق و اسرار گردیدند ...) » شعر المجم ، جلد پنجم : 102)