چرا سامانه فرهنگی، سامانه اي آشوبناك براي كاركنان صادق و بي كسان بدل شد ؟
زيرا، سامانه از بدو تأسيس هم با برداشت سنتي آشوب، يعني فقدان سازماندهي يا نظم کامل؛ توده بينظم؛ آشفته بازار و سردرگمي همخوان و عجين بنيان نهاده شد . يعني هيچ زماني يك نظم يا سازماندهي كامل بر اين سامانه حاكم نبوده و نخواهد بود. اكثر تلاشهاي انجام شده براي بهبود آن با شكست مواجه شده و امروزه بسياري از انديشه وران و تصميمگيران فرهنگي اين نهاد دچار سردرگمي شدهاند. از اين رو ، با برداشت علمي آشوب، يعني نظم در بينظمي، براين سامانه مستولي است كه آثار و نتايج سوء آن هم براي سامانه در سطح بين الملل و هم براي كاركنانش از همه جهات تسري نموده است .
سامانه فرهنگ آشوبناك است . زيرا اثر سوء مديريت آن به شدت خودش و پرسنل را درگير كرده است . به بياني دقيقتر، در درون يك اداره، يك رخداد كوچك مانند « دادن امتياز يك اعزام به هم جناح و همگروه» توانسته ؛ نتايج شوم و زيان بار غيرقابل جبراني بر فضاي وجدان كاري و ايماني و اخلاقي پرسنل بجا بگذارد.
در درون يك اداره،اقدامات يك مسئول توانسته؛سبب شهرت و تحقير نيروي شود. مسلماً براي سامانه آشوبناك، ستاد و صف، مديريتي از جنس آشوب فرآيند آشوب مي تند . لذا ، براي سامانه آشوبناك، ستاد و صف، مديريتي از جنس مهندسي ميخواهد. مع الاسف ، بنابرنفع مسئولين ستاد و صف، مديريتي در تداوم حياتشان ، عمل به نسج و نهج آشوبناك ايجاب و الزام مي نمايد .
حال ديگر، پس از سال ها پنهان كاري در امرتوزيع كِيكِ اعزام پرسنل به خارج از كشور در قالب كارشناس فرهنگي، وابسته فرهنگي و رايزن فرهنگي ، تأثير « ژن خوب » كه با یک توصیه به نفع دارنده آن راي صادر مي شد از پرده برون افتاد . راستي، جنابان : مع الاسف ، افرادي كه براي چندمين بار تصويب مي شوند؛ گويا، از ژن خوب برخوداراند ؟؟؟!!! از اين روست كه بوی رانت ، باند و نژادپرستی،تبختر و توهم دائم الاعزامي ها، سال هاست از عملكرد ناصواب مسئولان ، فضاي سامانه به اصطلاح فرهنگي را متئفن نموده است .گر اين نبود ؛ مسئولان مدبر، نه بر طبل تفرقه و تقسیم و دوگانهسازی میکوبيدند، نه با ترجیح حرف بر عمل، متهم به بازتوليد «ژن خوب» میشدند . صدالبته دل سپردن به مشورت غلط و به دور از تدبیر و وجدان ايماني و انساني ، ثمره اش همان عمل به پديده شوم«ژن خوب» است كه ليست اعزامي هاي را براي هر دوره ي تبيين مي كنند. دريغا ، بكرار ثمره عمل به اين پديده شوم را كه به گل نشستن سفينه فرهنگي در جاي جاي اقصي نقاط عالم و باز تولید نقاق در داخل و خارج است را به چشم مي چشيم و خم بر ابرو نياورده ؛ دست به خلافي نو مي آزيم كه نمونه بازر آن در عقبه فرهنگي ايران قديم را براي يادآوري باز مي خوانيم . مگر «ژن خوب» اعزامي به نمايندگي فرهنگي ج.ا.ايران در ت ..... بر اثر سوء عملكرد، آن نمايندگي را به محاق نبرد . يا آن «ژن هاي خوب» اعزامي به قزاقستان آ.... را به ويرانه و ركود نكشاند . سيم آنكه آن «ژن خوب» ، به اصطلاح كارشناس خبره با آن تحلیل های جانب دارانه ، و گزارش هاي ناصوب اسباب تعطيلي خ... و د... را پيش نياورد . چگونه است به اوّلي، رايزني فرهنگي گ... را پيشكش مي دارند . به دوّمي، مشاور ويژه اداره كل ط.ب را بذل فرمودند- فضاحت بجای رسیده است که طرف باز نگشته از مصدر خراب کاری اش اذعان مدیر کلی در میان پرسنل سفارتی می کنند حال آنکه سطح کارکرد وی سفارتی ها را به شگفت وا می دارد - به سيمي، رايزني فرهنگي ا... را هبّه می دارند.اين درپي آن خوش رقصی نبوده است که م... وي را استاد خود مي نامند و حق الزحمه استادي را همين تحفه مي دارند كه داد و ستدي است متناسب و معقول؟! ليكن غیره از این جنس را «هالو ژن» مي انگارند . -آنگاه برای راحتی ژن های خوب اعزامی در محل مأموریتشان از تیغ دید تیزبین نیروهای وارسته، طرحی شیطانی بازپس گیری میز کارشناسی براه می افکند و می فرمایند درست است که کارشناس میز از همه لحاظ ذی حق است لیکن اگر سفیر مستقر در منطقه و رایزن اعزامی به منطقه، کلام و برنامه ی را تحکیم بدارند هرچند از حیث خرد جمعی ناصواب باشد نظر آنان بر آرای کارشناس میز رجحان دارد از این رو، به جهت آرامش خاطر مأمور اعزامی و آسایش مقامات ستاد ،حوزه کارشناسی را با سابقه نه سال فعالیت در آن که حتی یک بار حوزه مزبورش را ندیده از وی گرفته و حوزه محاق رفته دیگر را به وی تقدیم می دارند -.پس، ثمره اين افعال ناصواب مسئولان همان مي شود كه پرسنل صادق و كاردان و بي كس ،خلاقيت خود را به گنجينه اسرار نهان فرو نهند تا بيش از اين آزرده و مغضوب رب نوعان نشوند.