آنچه می توان گفت اینکه وارونه ی آنچه کسانی می پندارند، شاید بیشتر از هر سامانه ادبی در جهان شادی در ادب پارسی بازتاب یافته باشد. این به آن ارجمندی که شادی در فرهنگ و منش و تاریخ ایرانی داشته است، باز می گردد. یکی از کهن ترین نمونه ها و برهان ها در این زمینه سخنی است که پادشاه بزرگ و نامدار هخامنشیان داریوش در آغاز سنگ نبشته بیستون آورده است. او خدای خویش اهورامزدا را سپاس می گذارد که شادی را برای مردمانش آفریده است. از این روست که در فرهنگ ایرانی ما بیشترین جشن ها و آیین های شادی را می یابیم.(میر_جلال_الدین_کزاری)

جشن شب یلدا پیشینه ای بسیار دیرینه دارد

درست به یاد ندارم نخستین شب یلدایی که گذرانیده ام، در چه زمانی بوده است. آنچه من می دانم این است که در خانواده ما آیین شب یلدا مانند دیگر جشن های بزرگ ایرانی به ویژه نوروز هر سال برگزار می شد. خوان شب یلدا را مادرم میگسترد.

جشن و آیین شب یلدا پیشینهای بسیار دیرینه دارد. هرچند در روزگاران نوتر در تاریخ ایران این جشن به جشنی مردمی دگرگونی یافته است. مانند جشنهای بزرگ فراگیر جشنی رسمی شمرده نمی شده است. جشنهایی مانند نوروز ،مهرگان،سده، بهمنگان کارکردی مردمی داشته است

ایران سرزمین آیین های شادمانی و جشن های بزرگ است. تا آنجایی که من می دانم در هیچ فرهنگی در جهان به اندازه فرهنگ ایرانی ما با جشن ها و آیین های شادمانی در آن شماری که ایرانیان آنها را بر می گذاردند و هنوز پاره ای از آنها را برمی گزارند، روبه رو نیستیم. بسیاری از این آیین ها امروز کاربرد ندارند اما آنچه مایه شادمانی است، این است که ما می بینم چند سال است در ایران جشن ها و آیین هایی را ایرانیان به ویژه جوانان ایرانی بر پای می دارند که صدها سال است فرو نهاده شده اند. (میرجلال الدین کزازی)

جشن و آیین شب یلدا پیشینهای بسیار دیرینه دارد. هرچند در روزگاران نوتر در تاریخ ایران این جشن به جشنی مردمی دگرگونی یافته است. مانند جشن های بزرگ فراگیر جشنی رسمی شمرده نمی شده است. جشن هایی مانند نوروز، مهرگان، سده، بهمنگان کارکردی مردمی داشته است. از این دید می توان آن را با جشن چهارشنبه سوری بسنجیم، امّا این جشن، جشنی است که از دید روانشناختی، از دید ویژگی هایی که در آن می یابیم، با نوروز سنجیدنی است. مانند جشن و آیین نوروز خوانی ویژه را ایرانیان در این جشن می گسترند. آنچه بر این خوان می نهند، مانند ۷ نماد جشن نوروزی کارکرد و ارزش آیینی و نمادشناختی دارد. در پیوند است با خورشید، زیرا که جشن و آیین یلدا از نگاهی فراق می توانیم گفت جشن و بزرگداشت مهر یا خورشید است. از سوی دیگر این جشن باز می گردد به دین آوری به نام مهر یا میترا که در روزگار اشکانی سر برآورد و روزگاری آیین آن در ایران گسترش یافت. به شیوهای شگفت به جهانشاهی رم راه برد. آیین فراگیر و همگانی رومیان شد به گونه ای که بزرگترین هماورد آیین ترسایی، آیین مهرپرستی بود.(میرجلال الدین کزازی)

شاهنامه و دیوان حافظ را در خوان شب یلدا می بینیم

هنوز هم در پاره ای از شهرهای ایران آیین شاهنامه خوانی در شب یلدا انجام میشود اما در شهرهای بزرگ بیشتر دیوان حافظ را می خوانند. به هر روی شاهنامه در چشم ایرانیان همواره تنها دیوانی از سروده ها نمی نموده است؛ آن را شاهکاری ادبی تنها نمی انگاشتند. گونه ای نامه فراسویی و مینویی می شمردند. به همان سان پس از شاهنامه مردمی ترین دیوان سخن پارسی دیوان حافظ است. از همین رو است ما این دو را در خوان شب یلداد می بینیم. (میرجلال الدین کزازی)

انار ارزشی آیینی دارد و نشانه خورشید است

شما هیچ خوانی از خوان های شب یلدا را در هیچ جای ایران نمی یابید که میوه انار در آن نباشد؛ زیرا این میوه ارزشی آیینی دارد این میوه به شیوه ای رازورانه نشانه خورشید است. در میان میوه ها نزدیکترین میوه از دید نمادشناختی به خورشید انار است. اما در روزگاری در ایران که چندان کهن نیز نیست میوه دیگری هم بر این خوان افزوده شده است؛ هندوانه. این میوه همچنان که از نام آن هم پیداست میوه بومی ایران نیست. چرا هندوانه را هم در این روزگار بر این خوان می نهند؟ به پاس رنگ سرخ آن که یادآور یکی از رنگ های بنیادین خورشید است. مانند ماهی سرخ که بر خوان نوروزی جایی یافته است اما در شمار نمادهای کهن این خوان نیست. بیگمان هر یک از این نمادها قصه و فلسفه ای دارند. هنگامی که ما آنها را نماد می نامیم بر همین نکته باریک انگشت می نهیم. نماد پیشینه ای بسیار دیرینه در تاریخ دارد. نمادها صدها سال و حتی هزاران سال پیش برمی گردند. گاهی پیشینه نماد را ما می دانیم یا با پژوهش و رسیدن بر آن آگاه می شویم. (میرجلال الدین کزازی)

پادنماد نمی تواند بر نماد چیرگی یابد

ایران سرزمین فرّ و فروغ و فرزانگی است. سرزمینی که هزاران تنگنا و دشواری را تا کنون آزموده و سربلند و پیروز و بی گزند به در آمده است. زیرا پادنماد نمی تواند نماد چیرگی یابد. دشمنان ایران به ناچار مقابل آن بالا خواهند خمانید؛ نماز خواهند برد و سر به خاک خواهند سود. (میرجلال الدین کزازی)

شایسته ترین کار آنست که تاجیکان به دبیره نیاکانی بازگردند

این آگهی از دید من بسیار ارزنده و با فرّهی است که در تاجیکستان می خواهند شاهنامه را با دبیره سیریلیک در دسترس مردم بنهند. بدین گونه شاهنامه در میان تاجیکان راه خواهد یافت و همگان می توانند با آن آشنایی بجویند و بهره هایی بسیار در زمینه های گوناگون از آن ببرند و با فرهنگ و پیشینه دیرینه و گران سنگ خویش آشنایی بجویند. یکی از دریغ های بزرگ این است که دبیره پارسی در قلمرویی بسیار گسترده به قلمرو ایران تاریخی است و روایی یک باره ندارد. کشورهایی هستند که در این قلمرو از دبیره ای دیگر بهره می گیرند و این دگرگونی در دبیره پیوند مردم آن کشورها را با شاهکارهای ادب پارسی امکان پذیر نمی دارد. از این روست که من این کار را کاری شایسته می دانم، هرچند شایسته ترین کار از دید من آن است که تاجیکان به آن دبیره که گاهی آن را دبیره نیاکانی هم می نامند بازگردند تا نیازی به این برگردان دبیرگی در میان نباشد. (میرجلال الدین کزازی)