💢 وارونگی رفتار سازمانی در میان مسئولین و کارشناسان

فاصله‌ی میان مسئولین و کارشناسان از تفاوت میان ادّعا و عمل پدید می‌آید.اگر یک مسئول بد، اقرار به بدیِ خود داشته باشد، و صریح بگوید که من اینم که هستم، چندان ناگوار نیست؛ ولی وقتی می‌گوید که در خطّ تحول حرکت می‌کند، درحالی که طیفی از آدم های زبان باز و پرسه زن ظاهر‌الصّلاح که با ارسال اخبار هیجان خیز از طرق فضای مجازی خود را کار کن و کاربلد در دل مسئول لانه و آشیانه می سازد و خویش را همساز و همنوا و همدست مسئول می دارد، و آنگاه خلاف اعمالش در وقایع فرهنگی و برنامه های مصوب نمایندگی هویدا می شود در برابر چنین کارکرد دو سویه از آدم زبان باز و مسئول تحوّل خواه در لفاظ جز به بروز و ظهور واکنش معارضِ فکری در بدنه کارشناسی سازمان، کار ره به منفعل شدن نیروی های آن سازمان باز می کند، یعنی در برابر وارونه، وارونگی نهادینه می شود و در برابر معروف‌های قلب شده منکرها جای می گیرند، چاره‌ای دیده نمی‌شود." این دیپلماسی ناصواب و ناهمگون در سازمان فرهنگی"را گواه می دهد البته که این شیوه رفتار دو سویه آدم های زبان باز و مسئولین دهن بین شاخ و دم ندارد...

وارونگی رفتار را اندر میان کارشناسان و مسئولین سازمان در دو محور می توان شکافت:

  1. آشفتگی در شاکله اداری سازمان
  2. وارونگی در اجرای برنامه های فرهنگی

از نگاه رفتارشناسی اجتماعی گاه حوادثی در سازمان از سوی مسئولین رده بالای مدیریت ساز در ستاد رخ می دهد که بیانگر وارونگی در تعامل میان مدیریت با کارشناسان در محور تصمیمات ابلاغی از سوی آنان پیش می آورد . وقتی که معاون بین الملل به کارشناس میز در اتخاذ تصمیم در خصوص حوزه نمایندگی اش در اخذ نظر وقع و منزلتی و احترام نمی نهد و در سازمان جایگاه هر فرد مشخص نباشد گفته می شود وارونگی سازمانی رخ داده است.

متاسفانه الگوهای رفتاری در سازمان ما رشد و تکامل را به صورت منفی انتقال می دهند چراکه انتقال آموزه‌های رفتاری از طریق الگوهای رفتاری در بستر سازمان اتفاق می افتد. چند نمونه از این وارونگی ها و آشفتگی‌های سازمانی را در عرصه نمایندگی های فرهنگی عرض می‌کنم. اخیرا شاهد بودیم که برخی از صاحبان نظران در رشته‌ها و حرفه‌ها به رشته‌های دیگر وارد شده و با توجه به اینکه در آن رشته‌ها افراد متعهد و متخصص وجود دارند به دلایل مختلفی از جمله رانت های فامیلی و وابستگی و همچنین رد و بدل نمودن برخی از مسائل وارد صحنه می‌گردند. مثلا از عرصه امنیتی و دانشگاهی و غیره که به ساختار و ماهیت و جوهره فعالیت های فرهنگی سازمان واقف نبوده اند به عاملان فرهنگی وارد می شوند بنابه عدم آشنایی این طیف از بکارگرفتگان در فعالیت های فرهنگی نمایندگی ها عملا به قول معروف کارکرد و عملکرد آنان در اجرای برنامه های مصوب نمایندگی ها گیشه‌ای می‌شود.

بنابراین مدیران هنری و فرهنگی باید برای جلوگیری از وارونگی فرهنگی و آشفتگی های هنری سریعا وارد میدان شده و دست به کار شوند. ممکن است در یک برنامه از متخصصان یک رشته دیگر استفاده شود اما اگر این کار به یک رفتار معمول تبدیل شود و عرف قرار گیرد در سازمان وارونگی بیشتر اتفاق می افتد.خواهش بنده این است که اگر قرار است یک عامل فرهنگی وارد نمایندگی فرهنگی می شود باید رفتارهای اولیه به او یاد داده شود و برعکس. این آشفتگی ها و وارونگی ها ناشی از ضعف مدیریت و سازماندهی است و باید این رفتارها به هر شکل جبران و اصلاح گردد.

بخشی از پی آمدهای پدیدە وارونگی و آشفتگی در برنامه های سازمانی عبارتند از:

  1. دوگانگی در حرف و عمل مسئولین در رفتار غیرشفاف و غیرصادقانه مسئولین با کارشناسان سازمان
  2. تجربة کارشناسان از دروغگویی مسئولین در گفتار و کردار
  3. بروز پدیده کاهش اعتماد بین کارشناسان و مسئولین
  4. عدم صداقت یا احساس عدم صداقت؛ میان کارشناسان و مسئولین سازمان بنابه سوء عملکرد
  5. عدم تحقق وعده ها داده شده از سوی مسئولین و پنهان‌کاری آنان
  6. تصمیمات ناگهانی مسئولین و قرار گرفتن کارشناسان در عمل انجام شده.
  7. اختلالات حاکم در ارتباط مسئولین – کارشناسان، بطور مثال در امر زبان، این پدیده به طرزی جا افتاده است که در واقع زبان در نزد مسئولین، زبان روابط است نه زبان ملل. هر که زبان بازتر مقرب تر است نه آنکه زباندان ملل باشد.
  8. حرکت مسئولین در مسیر خلاف خواست افکار غائی سازمانی نظیر آنچه که می بایست برنامه های مصوب نمایندگی ها تعقیب شود به جای آن در پی ترغیب به انجام برنامه های غیرمترقبه نمایندگی ها برآمده اند.
  9. تناقض در گفتار و عملکرد مدیران و مسئولین با استناد به آنچه که در بند هشت بیامد.
  10. فاصله گرفتن گفتمان رسمی مسئولین با گفتمان کارشناسان
  11. حجم نامناسب و بزرگنمایی اخباراز سوی مسئولین با میزان برنامه های مصوب و برنامه های غیر مترقبه
  12. عدم رعایت عدالت اداری موجب شدت یافتن وارونگی در دور شدن کارشناسان سازمان از دستاندرکاران سازمان
  13. فرجام سخن بروز بی اعتمادی کارشناسان به شعارهای مسئولین سازمان

شنبه 25فروردین1403